جرعه نوش ثقلین

ما جرعه نوش چشمه ی جاریّ کوثریم ... دلداده ایم ، شیعه ی زهرا و حیدریم ...

جرعه نوش ثقلین

ما جرعه نوش چشمه ی جاریّ کوثریم ... دلداده ایم ، شیعه ی زهرا و حیدریم ...

مشخصات بلاگ
جرعه نوش ثقلین
طبقه بندی موضوعی
پیوندها

۴۲ مطلب با موضوع «احادیث و روایات» ثبت شده است


با نام خداوند عالی اعلی

توصیه‌های آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی برای ماه شعبان

با استغفار، پیغمبر را کمک کنید!

 

روی عن الحسین بن علی(علیهما السلام) قال:

 الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ یُسْبِغَ عَلَیْهِ النِّعَمَ وَ یَسْلُبَهُ الشُّکْر.[1]

این روایت از امام حسین(صلوات الله علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند:

استدراج از ناحیه خداوند نسبت به بنده اش، به این معنا است که خدا «نعمتی» را به سمت بنده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرستد و سرازیر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و از آن طرف، «شُکر» را از او می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد.

معنای « استدراج »

من در گذشته روایات متعدّدی را در ارتباط با «رابطه میان حوادث و گرفتاری ها با معصیت و گناه» خوانده ام که اینجا، جای مطرح کردن آن ها نیست؛ ولی در این روایت بحثی راجع به استدراج داریم که یکی از دلائل گرفتاری های انسان را دربر دارد. امام حسین در این روایت، استدراج را معنا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند که گاهی خدا به بنده اش نعمت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، ولی از آن طرف بنده، شکر نعمت را به جا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد؛ این به خاطر آن است که خداوند حالت شکرگذاری را از بنده سلب کرده است.

چرا «استدراج »؟!

اینجا سؤال پیش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید که چرا خدا چنین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و حال شکر را از بنده اش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد؟ او که نعمت را به بنده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، توفیق شکر را هم به او بدهد! یعنی چه که او نعمت را بدهد ولی توفیق شکر را از او بگیرد؟[2] چرا خدا توفیق شکر را از بنده اش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد تا او نتواند شکر نعمت را به جا آورد؟ اصلاً چه طور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که خدا با بنده اش چنین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند؟

ناشکریِ انواع نعمت ها

حالا من خواهم گفت، چه طور می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود که استدراج پیش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید. البته بنده اینجا نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانم زیاد روایت بخوانم و به نقل یک روایت بسنده می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنم.

در روایتی از امام صادق(صلوۀ الله علیه) آمده است که[3] گاهی خدا به بنده اش نعمتی را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد، او هم آن نعمت را در راه معصیت خرج می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و با آن گناه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند.

منظور از نعمت هم در این روایت فقط پول نیست؛ چشم، گوش، دست، پا و تمام قوای انسانی، نعمت هایی است که خدا به انسان داده است. نعمت، فقط پول و اسکناس نیست!

چشم هایتان را باز کنید و نعمت هایی را که خدا داده است، بشناسید! نعمت، متّصله و منفصله دارد که تمام سرتاپای انسان و آن چیزهایی که متعلّق به او است را در بر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد، این یعنی اینکه «ای انسان! همه وجودت و متعلقات وجودت، نعمت های خداوند است». اگر انسان نعمتی را در راه حرام مصرف کند و گناه کند، خدا به او مهلت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد تا استغفار کرده و از این گناه ها توبه نماید!

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

خشوع منافقانه یعنی همراه نبودن خشوع ظاهری با خشوع باطنی

من مواعظ النبی صلی الله علیه وآله وسلّم:

إیّاکم وتخشّع النّفاق وهو أن یُری الجسد خاشعاً والقلب لیس بخاشع. (1)

مراد از خشوع در این حدیث، خشوع در مقابل خداوند است در حال نماز و دعاء و ذکر، اگر انسان طوری باشد که وقتی کسی به او نگاه می‌کند خشوع را در او احساس کرده و توّهم می‌کند که دارای قلب خاضعی است، اما در باطن هیچ خبری نباشد، خشوع منافقانه است. از دعائی که در صحیفه ثانیه سجادیه به این مضمون نقل شده که :

« اللهم ارزقنی عقلاً کاملاً و... و لبّاً راجحاً » (2)

استفاده می‌شود که انسان لبّی دارد و قشری، قشر او همین ظاهر و لُبّ او باطن وی می‌باشد و اگر قشر ما راجح و خاشع و ذاکر باشد و لُبّ ما غافل و غرق در مادیات باشد بسیار مذموم است.

پروردگارا به ما لبّ راجح روزى گردان ..

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

راه وصول به ایمان کامل

در حدیثى از امام موسى بن جعفر(علیه السلام)


 

وجدت علم الناس فى اربع: علم مردم را در چهار چیز یافته ام:

اولها ان تعرف ربک ، اول آن که خدایت را بشناسى،

والثانى ان تعرف ما صنع بک ، دوم آن که بدانى در تو چه آفرینشى را به کار برده،

والثالث ان تعرف ما اراد منک ، سوم آن که بدانى در آفرینش تو چه اراده اى داشته،

و الرابع ان تعرف ما یخرجک من دینک . چهارم آن که بدانى چه چیز تو را از دینت بیرون مى برد.

بحارالانوار، ج 75، ص  328

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

حق خوشحال کننده

گزیده ای از مطالب کتاب ارزشمند رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) شرح نراقی


امام سجاد علیه السلام :

«وَ أَمّا حَقّ مَنْ سَرّکَ اللّهُ بِهِ وَ عَلَى یَدَیْهِ فَإِنْ کَانَ تَعَمّدَهَا لَکَ حَمِدْتَ اللّهَ أَوّلًا ثُمّ شَکَرْتَهُ عَلَى ذَلِکَ بِقَدْرِهِ فِی مَوْضِعِ الْجَزَاءِ وَ کَافَأْتَهُ عَلَى فَضْلِ الِابْتِدَاءِ وَ أَرْصَدْتَ لَهُ الْمُکَافَأَةَ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ تَعَمّدَهَا حَمِدْتَ اللّهَ وَ شَکَرْتَهُ وَ عَلِمْتَ أَنّهُ مِنْهُ تَوَحّدَکَ بِهَا وَ أَحْبَبْتَ هَذَا إِذْ کَانَ سَبَباً مِنْ أَسْبَابِ نِعَمِ اللّهِ عَلَیْکَ وَ تَرْجُو لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ خَیْراً فَإِنّ أَسْبَابَ النّعَمِ بَرَکَةٌ حَیْثُ مَا کَانَتْ وَ إِنْ کَانَ لَمْ یَتَعَمّدْ وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ ...»

و اما حق کسی که خداوند ، خوشحالی و شادی تو را به دست اوقرار داده این است که اگر مقصود او شادی تو بوده ، ابتدا سپاس و شکر پروردگار را به جای آوری و سپس در مقابل خوبی کسی که تو را شاد کرده به اندازه ای که سزاوار است او را پاداش دهی و در صدد احسان نمودن و جبران خوبی به او در مقابل آغاز احسانش باشی و اگر مقصود او شادی تو نبوده خداوند را ستایش نموده و شکر کنی و بدانی که از او است و او مایه ی شادی تو شده است و او را به عنوان این که یکی از اسباب نعمت خدا برای تو شده دوست بداری و خیر او را بخواهی زیرا که اسباب نعمت ها برکت است هر جا باشد و اگر چه او قصد نداشته باشد.

روش ادخال سرور

روشن و واضح است که ادخال سرور و خوشحالی کردن مؤمن مصادیق و نمونه های فراوانی دارد که شاید حداقل آن: نقل سخن و یا ذکر جمله ای باشد که موجب شود تا مؤمنی خندان شود، و گرفتگی خاطرش برطرف شود.  و به همین ترتیب، تا برسد به آنجا که برای رفع مشکل و گرفتاری مؤمنی انسان همه وسایل زندگی و وسایل ازدواج، خانه و کسب و کار کسی را فراهم کند. که همه این ها مصداق های ادخال سرور است چنانچه در روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده که فرمود:

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

فواید گریه ی کودک

 

امام صادق (علیه السلام) :
اى مفضل! از منافع گریه کودکان نیز آگاه باش . بدان که در مغز کودکان رطوبتى است که اگر در آن بماند بیماری ها و نارساییهاى سخت و ناگوار به او رساند؛ مانند نابینایى و جز آن.

گریه آن رطوبت را از سر کودکان سرازیر و بیرون مى کند و بدین وسیله سلامتى تن و درستى دیده ایشان را فراهم مى آورد.

پدر و مادر از این راز آگاه نیستند و مانع آن مى شوند که کودک از گریه اش سود ببرد. اینان همواره در سختى مى افتند و مى کوشند که او را ساکت کنند و با فراهم کردن خواسته هایش از گریه بازش دارند، ولى نمى دانند که گریه کردن به سود اوست و سرانجام نیکى پیدا مى کند. بدین ترتیب چه بسا که در اشیا، منافعى نهفته باشد که معتقدان به اهمال و بى تدبیرى در کار عالم از آن غافل اند و اگر مى دانستند، هیچ گاه نمى گفتند که فلان چیز بى ثمر است ؛ زیرا آنان از اسباب و علل آگاه نیستند.

  • گل نرگس

بنام خدا

عدم توجه به تمجید دیگران

 روایتی از امام محمد باقر (علیه السلام ) به جابر جعفی ـ که از اصحاب بسیار خوب حضرت بوده است :

وَ اعْلَمْ‏ بِأَنَّکَ‏ لَا تَکُونُ‏ لَنَا وَلِیّاً حَتَّى لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْکَ أَهْلُ مِصْرِکَ وَ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلُ سَوْءٍ لَمْ یَحْزُنْکَ ذَلِکَ وَ لَوْ قَالُوا إِنَّکَ رَجُلٌ صَالِحٌ لَمْ یَسُرَّکَ ذَلِکَ وَ لَکِنِ اعْرِضْ نَفْسَکَ عَلَى کِتَابِ اللَّهِ فَإِنْ کُنْتَ سَالِکاً سَبِیلَهُ زَاهِداً فِی تَزْهِیدِهِ رَاغِباً فِی تَرْغِیبِهِ خَائِفاً مِنْ تَخْوِیفِهِ فَاثْبُتْ وَ أَبْشِرْ فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّکَ مَا قِیلَ فِیکَ وَ إِنْ کُنْتَ مُبَایِناً لِلْقُرْآنِ فَمَا ذَا الَّذِی یَغُرُّکَ مِنْ نَفْسِک ... 1

بدان ای جابر، که تو ولیّ و هم ردیف ما نمی‌شوی، تا زمانی که اگر تمام اهل شهرت جمع شوند و بگویند جابر مرد بدی است ناراحت و غمگین نشوی و اگر همه بگویند جابر مرد خوبی است مسرور و خرسند نشوی ولیکن خودت را با قرآن وفق بده و بر آن عرضه بدار که اگر راه تو راه قرآن باشد و هر چه جلوگیری نموده تو ترک می‌کنی و هر چه دستور داده تو انجام می‌دهی و از هر چه قرآن ترسانده است می‌ترسی، پس ثابت قدم باش و بر تو مژده باد به چنین حالی؛ زیرا گفتار مردم، هیچ سود و ضرری برای تو ندارد و اگر رفتار تو برخلاف قرآن باشد، پس چه چیز می‌تواند تو را مغرور کند و گول بزند.

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

آیا فاطمه ی زهرا ( سلام الله علیها )

 بعد از ظهور امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف) رجعت می کند؟

حدیثی در منابع روایی وجود دارد که حکایت از رجعت حضرت زهرا(س) بعد از ظهور امام زمان(عج) دارد.

داستان رجعت آن حضرت در ضمن روایتی طولانی که در پرسش مفضل از امام صادق(ع) مطرح شده، آمده است : مفضل می گوید از امام صادق(ع) پرسیدم:  آقا، آیا پیامبر(ص) و على(ع) با قائم(عج) خواهند بود؟

فرمود: آرى، و الله پیامبر(ص) و على(ع) ناگزیر می باید قدم روى زمین بگذارند....

اى مفضل! گویا مى ‏بینم که ما ائمه آن موقع جلوی پیامبر جمع شده و به آن حضرت شکایت مى ‏کنیم که امت بعد از وى چه به روز ما آوردند، و مى ‏گوییم امت، ما را تکذیب کردند؛

بى ‏اعتنایى، نفرین، لعنت و تهدید به قتل نمودند، حاکمان ستمگر آنها ما را از وطن بیرون آورده به پایتخت خود بردند و جمعى از ما را با سم و حبس کشتند.

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

فراخواهی در دعا

حکیم متألّه، «ابن‌سینا» در بیانی لطیف می‌گوید: «إستوسع رحمة الله».

مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی، در مقدمة منطق شرح اشارات می‌گوید: این عبارات به روایت شبیه‌تر است تا عبارات یک کتاب عادی  1.

ابن سینا می‌گوید:

وسیع کن رحمت خدا را، بگذار دیگران زیر پوشش این رحمت واسعه قرار گیرند. جایی که دعا مستجاب است، دعاها را بلند ادا کنیم و همه را زیر پوشش دعای خود قرار دهیم .

مردم عصر روز عرفه در سرزمین عرفات از دامنه‌های کوه پایین آمد در حالی که یک چشم او آسیب دیده و چشم دیگرش سالم بود. چشم سالم او هم از بس گریه کرده بود، مثل شبکه و کاسه‌ای از خون بود، بعضی از دوستانش به او گفتند: چرا این همه رنج و اشک و ناله؟

گفت: در تمام این ناله‌ها چیزی برای خود نخواستم. همة این دعاها و ناله‌ها برای مؤمنان و دوستانم بود. ائمه (علیهم‌السلام) اصحابی را، که دارای چنین روحیة بلندی هستند تربیت کرده‌اند.

آن دینی که می‌گوید: هنگام سحر در نماز شب، عدة زیادی را دعا کن (حداقل چهل نفر یا بیشتر) همان دین می‌گوید: روز به فکر حل کار چهل مؤمن باش.

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

راه کارهای دوری از غیبت و تهمت

این کتاب با نامه امام خمینی رحمة الله علیه درباره غیبت و تهمت آغاز شده است.

در این نامه می خوانیم:

« دخترم!

نگاهی کوتاه به آنچه درباره غیبت و آزار مؤمنین و عیب جویی و کشف سر آنان و تهمت آنان وارد شده، دل هایی را که مهر شیطان بر آن ها نخورده می لرزاند و زندگی را بر انسان تلخ می کند.

اینک برای علاقه ای که به تو و احمد دارم توصیه می کنم که از آفات شیطانی خصوصا آفت های بسیار زبان خود داری کنید و همت به نگهداری آن کنید. البته در آغاز قدری مشکل است، لیکن با عزم و اراده و تفکر در پیامدهای آن آسان می شود ،

  • گل نرگس

با نام خداوند عالی اعلی

و از حسین بن محمد از معلى بن محمد از کسى که به او خبر داده است از على بن جعفر از ابو الحسن علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمود:

لمّا رأى رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله بنی امیّة یرکبون منبره أفظعه،

وقتى که حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله در عالم خلسه (خواب) دید که بنى امیه از منبر او بالا مى‏روند، وحشت کرد.

فأنزل اللَّه تعالى قرآنا یتأسّى به‏

پس خداوند این آیه را بر وى نازل کرد که به آن تأسی جوید :

وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ‏

وقتى که به ملائکه گفتیم به آدم سجده کنید، همه آنها سجده کردند جز ابلیس.

ثمّ أوحى اللَّه تعالى إلیه: إنّی امرت فلم اطع، فلا تجزع إذا أمرت فلم تطع فی وصیّک.

آنگاه خداوند به پیامبر (ص)وحى کرد که: به درستی که من امر نمودم ، اطاعت نشدم .. پس جزع مکن زمانی را که امر کنی و در خصوص وصیّ ات اطاعت نشوی ! .






۱.شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة (کلیات حدیث قدسى) - تهران، چاپ: سوم، 1380ش.

  • گل نرگس