رسائل بندگی، ص۷۵
امام حسن عسکرى (علیه السلام ) خصوصیتى براى برآورده شدن حاجات اخروى دارد.
معصومین (علیهم السلام ) گر چه هر کدام از آنان وسیله اى براى بندگان خدا در جمیع حوائج مى باشند ولى هر کدام خصوصیتى براى بعضى از حاجتها دارا مى باشند - چنانچه دعاى توسل شاهدى بر این مطلب است –
در حاجتهاى به بدست آوردن طاعت خدا و خوشنودى او خصوصیتى دارند.
خصوصیتى در مورد انتقام از دشمنان و برطرف نمودن ظلم ظالمین دارد.
خصوصیتى در مورد ستم پادشاهان و القاءات و وسوسه هاى شیطان دارد.
خصوصیتى در کمک گرفتن در مورد آخرت دارند.
خصوصیتى در مورد سلامتى کامل از بیماریها و دردهایى که مردم از آن گریزانند دارد.
خصوصیتى در مورد ترسهاى مسافرت در دریا و خشکى و زمینهاى بى آب و علف و بدون آبادى و سکنه دارد.
خصوصیتى در مورد توسعه روزى و بى نیاز شدن از آنچه در دست مردم است دارد.
خصوصیتى در مورد قضاى نافله ها و احسان به برادران مؤ من و به کمال رسیدن طاعتهاى پروردگار دارد.
خصوصیتى در کمک نمودن در مورد آخرت دارد.
10-و امام عصر ما، پناهگاه ، امید و حافظ ما، نور ما و زندگى ما، امام
مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) : جامع تمام خصوصیات مذکوره بوده
و براى حاجات دیگر نیز توسل به او مناسب است .
و این روز را همانطور که سایر روزهای شریف را به پایان می رسانند ختم نموده و ماه را نیز با آنچه ماه های دیگر را ختم کردیم به پایان می رسانیم.
برگرفته از کتاب ارزشمند المراقبات آیت الله جواد ملکی تیریزی (ره)
آنها که برای ورود به بهشت و برای استفاده از میوه های دلپذیر آن روزه می گیرند تنها نوعی سوداگری دارند. از موارد فرق بین روزه و سایر عبادات همین است که درباره اعمال دیگر، ملائکه الهی هنگام مرگ به استقبال مومنین می آیند و درهای بهشت را باز می کنند و می گویند که از هر دری که خواستید بفرمایید، اما درباره روزه دار خدای سبحان فرمود: من خودم جزا می دهم.
حکمت عبادات، ص 133
در این ماه شما مهمان خدا هستید. میهمان باید کاری کند که صاحب خانه می کند. روزه دار، میهمان خدایی است که اطعام می کند ولی خود اطعام نمی شود؛ اگر خدای سبحان می بخشد و نمی گیرد، انسان هم بایستی در این ماه خویی پیدا کند که ببخشد و نگیرد؛ چون هیچ دستی بهتر از دست بخشنده و هیچ دستی هم بدتر از دست بگیر نیست.
حکمت عبادات ص145
مرحوم دولابی :
زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت، دیگر ازدواج نکرد به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد بود.
اما
متوجه شد که آن پسربچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش
در کوچه زمین می خورد.
فهمید
که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتّکای او احساس قدرت می کنند و
این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند،این گونه رنجور و نحیف مانده است.
دعاهای علیبن ابیطالب (سلاماللهعلیه) نشانة روح بزرگ آن حضرت و برای آن است که آن حضرت حضرت خدا را به خوبی شناخت. از این رو آثار و اوصاف خدایی و بینیازی را از خدا طلب میکند. به خدای سبحان عرض میکند :
اللّهُمَّ اجعَل نَفسی أَوّلَ کَریمَةٍ تَنتَزِعُها مِن کَرائِمی وَأَوّلَ وَدیعَةٍ تَرتَجِعُها مِن وَدائِعِ نِعَمِک
خدایا همة نعمتهایی را که دادی ازما میگیری، ولی اولین نعمتی که از من میگیری جانم باشد.نه اینکه ابتدا، اعضا و جوارح ما را بگیری بهطوری که محتاج فرزندانمان باشیم، آنگاه جان ما را بگیری که آن، زندگی حیاتی ذلیلانه است.
مشابه این روح بزرگمنشی در دیگر دعاهای ائمه (علیهالسلام ( به چشم میخورد.
حضرت علی (علیهالسلام) و نیز امام سجاد (علیهالسلام) عرض میکنند:
اَللّهُمَّ صُنْ وَجهِی بِالیَسارْ وَ لا تَبدُلْ جاهِی بِالإقتارْ فَاَستَرزِقَ طالِبی رِزقِکِ وَ اَسْتَعْطِفَ شِرارِ خَلقِکَ فَاُفتَتَنَّ بِخَمِّ مَنْ أعطانِی وَ بِضَمّ مَنْ مَنَعَنِی وَ أنْتَ مَعَ ذلِکَ وَلِیُّ الإعطاء وَالمَنْع.
خدایا تمام روزیها از دست تو و به دست تو است. مرا بدون واسطه این و آن، از روزی خود برخوردار کن. نه چنان که روزی من به دست این و آن باشد؛ که از غیر به من چیزی برسد و من ناچار شوم غیر را مدح کنم؛ در حالی که همة نعمتها از تو است. ومسئول دادن وندادن تویی.
ائمه (علیهالسلام) در دعا خوی بزرگمنشی را به ما آموختهاند که سعی کنید این چنین دعا کنید. هرگز از خدا مال زیاد نخواهید؛ بلکه بخواهید آبرویتان محفوظ باشد چون مال بیش از نیاز، وبال است. انسان کریم، بزرگوار و بزرگمنشی است که طبع و روانش، به طبیعت آلوده نیست و هر کسی را کریم نمیگویند.
_______________________________
1. نهج البلاغه ، خطبه ی 215
2.همان ، دعای 225 ؛ صحیفه ی سجادیه ، ص 20 ، دعای مکارم اخلاق .
ازحضرت آیتالله آقا موسی شبیری زنجانی نقل شده است که:
در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام درصحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می شوند.
امام امت (ره) که در آن زمان شاید درحدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می گوید با شما سخنی دارم.
حاج حسنعلی نخودکی می گوید: من درحال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می آیم.
بعد از مدتی حاج حسنعلی می آید و می گوید چه کار دارید؟